محمد بهمنبیگی، مرد قلم و غیرت،
آنکه تفنگ را به گچ بدل کرد،
و از دل ایل، مدرسهای ساخت به وسعت آفتاب.
از تبار قشقایی، اما صدای تدریسش،
چون آفتابی در زمستان سرد،
بر سیاهچادرهای ایل فارس تابید،
تا شکوفا سازد اندیشههای نهفتهی لرهای دلیر،
ترکهای غیور، و فارسهای مهربان.
بنیانگذار مدارس عشایر،
استادِ استادان،
که علمش چون چشمهای زلال،
جرعهجرعه نوشیده شد
و جانها را سیراب کرد از معرفت و روشنی.
من، هرچند دیدارش را هرگز نیافتم،
اما نام بلندش،
آثار ماندگارش،
و ردّ پای روشن غیرت و دانشش
در جان واژههای کتابهایش،
برایم بسنده است.
او الگوییست برای هر معلمی
که با عشق میآموزد،
و به مهرِ کودکانِ مدرسه،
جوانتر میشود .
1
1
الهه دیمی
مدیر دبستان پسرانه
دوشنبه 1404/10/29، ساعت 10:46
"کلید مشکلات ما در لابه لای الفبا نهفته است "
این جمله استاد بهمن بیگی به من و تو معلم عاشق می آموزد که الفبای محبت پایان ندارد. 🌺🍃
شاگردِ هفتسالهٔ من،
هنرمند است و خوشزبون و دانشمند.
با یک نگاه، ترجمهٔ درس را میفهمد از ادای من، ( تفاوت تلفظ v و w. در one /1 )
و خورشید از دلِ راهش میتابد هر سحر.
این روشناییِ ناب،
این بالگشودنِ آرام،
همان دعای من است. نه تنها برای آرتای مهربان بلکه برای تمام کلاس اولی های هدف 😍بی نهایت دوستتون دارم 😍
مرسی که هستید و شادی رو بهم هدیه میدید ❤️